یکه سوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(یَ یا یِ کِّ. سَ) (ص مر.) سوار یگانه، بی همتا در دلیری.<br>واژه قبلی: یکه خوردنواژه بعدی: یکه شناس