واژه جو

یک طرف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یک طرف . [ ی َ / ی ِ طَ رَ ] (اِ مرکب، ق مرکب ) یک سو و یک کناره و در یک کنار. (ناظم الاطباء). - یک طرف افتادن ؛ مقابل شدن . طرف شدن . (آنندراج ). - یک طرف شدن ؛ یک طرف افتادن . مقابل شدن . طرف شدن . (غیاث ).

واژگان فارسی سره واژه‌دان

یکسو

معنی یک طرف | واژه جو