واژه جو

یوزغند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یوزغند. [ غ َ ] (اِ مرکب ) بانگ و آواز انسانی . (ناظم الاطباء). اما بر اساسی نمی نماید. رجوع به معنی بعد شود. ◄ نعره و فریاد پلنگ . (ناظم الاطباء). ظاهراً مخفف یوززغند باشد.

معنی یوزغند | واژه جو