واژه جو

یمم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یمم . [ ی َ م َ ] (ع اِ) یم . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یم شود. ◄ کبوتر وحشی . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یمام و یمامة شود.

معنی یمم | واژه جو