واژه جو

یمشن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یمشن . [ ی َ ش َ ] (ترکی، اِ) بار درخت مقل . (ناظم الاطباء). رجوع به مقل شود.

معنی یمشن | واژه جو