واژه جو

یمسو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یمسو. [ ی َ ] (اِ) باروت تفنگ را گویند. (برهان ) (آنندراج ). ◄ به لغت اکسیریان ابقر است که شوره نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به شوره شود.

معنی یمسو | واژه جو