واژه جو

یلچی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یلچی . [ ی ِ / ی ُ ] (ترکی، اِ) مأخوذ از ترکی ایلچی . (ناظم الاطباء). راهبر و پیک و گذربان .(آنندراج ). و رجوع به ایلچی شود. ◄ گدای راه نشین، چه یُل در ترکی نام راه، و چی به معنی دارنده است . (از آنندراج ). رجوع به راه نشین و گدا شود.

معنی یلچی | واژه جو