واژه جو

یلوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یلوک . [ ی َ ] (ص ) جسیم و تناور و قوی و زوردار. ◄ مرد جنگی و بهادر و دلاور و شجاع و پهلوان .یلولنگ . یلولیک . (ناظم الاطباء). پهلوان نامدار که درشجاعت سرآمد روزگار باشد. (از شعوری ج ٢ ورق ٤٤٥).

معنی یلوک | واژه جو