واژه جو

یلبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یلبی . [ ی َ ل َ بی ی ] (ع ص نسبی ) جوشن گر. (دهار). رجوع به یلب شود.

معنی یلبی | واژه جو