واژه جو

یلان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یلان . [ ی َ ] (اِخ ) یلانشان . نام پهلوانی بوده است تورانی که بر دست بیژن مبارز ایرانی کشته شد و او را یلانشان نیز گفته اند. (آنندراج ) (از برهان ). و رجوع به یلانشان شود.

معنی یلان | واژه جو