واژه جو

یعنی

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(یَ) [ ع. ] (جمله فعلی) ۱- قصد می‌کند او (مفرد مذکر غایب از فعل مضارع از مصدر عنایت). ۲- در فارسی: بدین معنی، چنین معنی می‌دهد. ؛ ~ کشک کنایه از: دانستن جواب سر بالای طرف، یا فهمیدن مقصود باطنی اوست که مخالف میل درک کننده‌است.

معنی یعنی | واژه جو