واژه جو

یعنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(یَ) [ ع. ] (جملة فعلی)<BR>۱- قصد می‌کند او (مفرد مذکر غایب از فعل مضارع از مصدر عنایت).<BR>۲- در فارسی: بدین معنی، چنین معنی می‌دهد. ؛ ~ کشک کنایه از: دانستن جواب سر بالای طرف، یا فهمیدن مقصود باطنی اوست که مخالف میل درک کننده‌است.<br>

معنی یعنی | واژه جو