واژه جو

یشجب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یشجب . [ی َ ج ُ ] (اِخ ) پسر یعرب بن قحطان . (منتهی الارب ). پسر یعرب بن قحطان و پدر سبا. (از مجمل التواریخ والقصص ص ١٥ و ١٤٦). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ص ٢٦٣ شود.

معنی یشجب | واژه جو