واژه جو

یشتاسب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یشتاسب . [ ] (اِخ ) گشتاسب . (یادداشت مؤلف ). وشتاسب . رجوع به گشتاسب و مقدمه ٔ ابن خلدون ص ٦ و تجارب الامم ص ٥٣ و ٥٤ شود.

معنی یشتاسب | واژه جو