واژه جو

یسلون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یسلون . [ ی ِ س ُ ] (اِخ )خاتون بزرگتر جغتای مغول پسر چنگیزخان که پس از مرگ وی به کمک حبش عمیدالملک و ارکان دولت به تمشیت امور ملک پرداخت . (از تاریخ جهانگشا ج ١ صص ٢٢٨ - ٢٢٩).

معنی یسلون | واژه جو