واژه جو

یستور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یستور. [ ] (اِخ ) یسور. از امرای چنگیزخان که همراه غداق نوین مأمور فتح وخش و طالقان شدند. (از تاریخ جهانگشای جوینی ج ١ ص ٣٣ و ٩١).

معنی یستور | واژه جو