واژه جو

یزناک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزناک . [ ی َ ] (ص مرکب ) که پر از گیاه یز است . که یز فراوان در آن روید: وادی مُغرز؛ رودبار یزناک . (منتهی الارب ). رجوع به یز شود.

معنی یزناک | واژه جو