واژه جو

یزغند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزغند. [ ی َ غ َ ] (اِ) سگ شکاری . (ناظم الاطباء). ◄ نام درختی . (ناظم الاطباء). مصحف بزغند است . (یادداشت مؤلف ). ◄ فریاد سیاه گوش . (ناظم الاطباء). مصحف زغند است . (یادداشت مؤلف ).

معنی یزغند | واژه جو