واژه جو

یزش خوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزش خوان . [ ی َ زِ خوا / خا ] (نف مرکب ) یزیش خوان . ورفان و شفیع و شفاعت کننده و پیشوای بزرگ مغان . (ناظم الاطباء). موبدی که دعا و نماز او خواند در آتشگاه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یزش و یزشن شود.

معنی یزش خوان | واژه جو