واژه جو

یزدان دان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزدان دان . [ ی َ ] (نف مرکب ) یزدان شناس . یزدان پرست . موحد. خداشناس : زهی مظفر پیروزبخت روزافزون زهی موحد پاکیزه دین یزدان دان . فرخی . و رجوع به یزدان شناس شود.

معنی یزدان دان | واژه جو