واژه جو

یزبهانتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یزبهانتن . [ ی َ ب َ ن ِ ت َ ] (هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند: زمزمه کردن مغان در وقت غذا خوردن . (ناظم الاطباء) (برهان ) (آنندراج ).

معنی یزبهانتن | واژه جو