واژه جو

یرکلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یرکلی . [ ی ُ رَ ] (ترکی، ص ) (از یرک (= اُرک ) به معنی دل + لی پسوند نسبت و اتصاف ) بادل و جرأت . دلیر. (یادداشت مؤلف ). دلاور. (آنندراج ).

معنی یرکلی | واژه جو