واژه جو

یرون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یرون . [ ی َ ] (ع اِ) مغز کله ٔ پیل . (ناظم الاطباء). دماغ پیل و گویند آن سم است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دماغ فیل و آن سم است و بعضی گویند بر هر سمی اطلاق شود. (از تاج العروس ). ◄ خوی ستور. (منتهی الارب ). خوی و عرق ستور بارکش . (ناظم الاطباء). ◄ آب گشن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی یرون | واژه جو