واژه جو

گچ کوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گچ کوب . [گ َ ] (نف مرکب ) کوبنده ٔ گچ . مردی که گچ نخاله کوبد.آنکه گچ کوبد. و رجوع به گج کوب شود. ◄ (اِ مرکب ) قسمی تخماق برای کوفتن نخاله ٔ گچ . تخماق که با آن کچ کوبند. آلتی وزین و درشت بر دسته استوار کرده که با آن گچ کوبند.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی گچ کوب | واژه جو