واژه جو

گوهرریز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوهرریز. [ گ َ / گُو هََ ] (نف مرکب ) ریزنده ٔ گوهر. کسی که جواهر نثار کند. (ناظم الاطباء). پاشنده ٔ جواهرات . پخش کننده ٔ گوهر. گوهرپاش .

گوهرریز. [ گ َ / گُو هََ] (اِخ ) نام قناتی در کرمان باشد. (ناظم الاطباء).

معنی گوهرریز | واژه جو