واژه جو

گوهر افشاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوهر افشاندن . [ گ َ / گُو هََ اَ دَ ] (مص مرکب ) گوهر پاشیدن . فروریختن گوهر بر کسی یا بر چیزی . پخش کردن گوهر : جهان آفرین را همی خواندند بر آن موبدان گوهر افشاندند. فردوسی . مرا مشتری هست گوهرشناس همان گوهر افشاندن بی قیاس . نظامی .

معنی گوهر افشاندن | واژه جو