واژه جو

گوراند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوراند. (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار باختری بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در ٤٢٥٠٠ گزی باختر ورزقان و ٢٩ هزارگزی راه مالرو ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن ٢٣٠ تن است . آب آن از چشمه و رودخانه ٔکلو تأمین میشود. محصول آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی گوراند | واژه جو