گوا کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(گُ. کَ دَ) (مص م.) شاهد گرفتن، به شهادت خواستن.<br>واژه قبلی: گواواژه بعدی: گواب