واژه جو

گهکم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گهکم . [ گ َ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس . واقع در ٢٧٠٠ گزی جنوب حاجی آباد، سر راه شوسه ٔ کرمان به بندرعباس . محلی جلگه و هوای آن گرم سیر و سکنه ٔ آن ٥٥٧ تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات عمده ٔ آن خرما و غلات و شغل اهالی زراعت است . راه شوسه و پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).

معنی گهکم | واژه جو