گهر نیمروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گهر نیمروز. [ گ ُ هََ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوهر نیمروز. قسمی از مروارید است، یک طرفش گرد و طرف دیگر مسطح باشد و آن سهل البیع است . (بهار عجم ) (آنندراج ) : حق القدم گرفت گهرهای نیمروز پای کسی که آبله زد در سراغ دوست . خان خالص (از آنندراج ).