گه مال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گه مال . [ گ ُه ْ ] (نف مرکب ) که گه مالد. که به پلیدی آلوده کند. ◄ (ن مف مرکب ) مالیده به گه . آلوده به پلیدی .
گهمال . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جانکی بخش سردگان شهرستان شهرکرد. واقع در ٦ هزارگزی شمال باختر لردگان، متصل به راه عمومی گهمال به لردگان . محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن ٢٥٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).