واژه جو

گه خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گه خوردن . [ گ ُه ْ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) خوردن گه . ◄ در تداول، مجازاً، سخنان بی ربط گفتن . سخن یا عبارتی خارج از اندازه ٔ خویش گفتن . ◄ فضولی . فضولی کردن . - گه جن خورده ؛ در مقام تحقیر به کسی میگویند که پیش گویی بیجا میکند. (فرهنگ نظام ).

معنی گه خوردن | واژه جو