گنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(گَ دِ) (ص.) گندیده، عفن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبزرگ، درشت، زمخت، ستبر، ستبر، ضخیم، کلفت، ناهموار ≠ کوچولوواژه قبلی: گندناواژه بعدی: گنده بک