واژه جو

گنده خوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنده خوی . [ گ َ دَ / دِ خوَ / خُی ْ ] (ص مرکب ) با واو معدوله، آنکه عرق بدنش عفن و گنده است . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به گنده خویی شود.

معنی گنده خوی | واژه جو