واژه جو

گنجاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنجاندن . [ گ ُ دَ ] (مص ) چیزی را در جائی جای دادن . (فرهنگ نظام ). گنجیدن فرمودن . (ناظم الاطباء). جای دادن . گنجانیدن . رجوع به گنجانیدن شود.

معنی گنجاندن | واژه جو