واژه جو

گنبدلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنبدلی . [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جرگلان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد که در ٤٨هزارگزی شمال باختری مانه و ٤هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ بجنورد به حصارچه واقع شده است . هوای آن گرم و سکنه اش ١٠٠ تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی گنبدلی | واژه جو