واژه جو

گناوه گان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گناوه گان . [ گ ُ وَ / وِ ] (اِخ ) دو فرسخ و نیم میانه جنوب و مشرق ده کهنه است (از ناحیه ٔ شبانکاره ٔ دشتستان ). (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص ٢٠٩).

معنی گناوه گان | واژه جو