واژه جو

گلو

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(گِ یا گَ) (اِ.) ۱- قسمت جلوی گردن، مجرای غذا و هوا در درون گردن، حلق. ۲- لوله یا مجرای باریکی که یک مخزن را به دهانه پیوند می‌دهد (فنی). ؛ ~پیش چیزی (کسی) گیر کردن (کن.) سخت خواهان آن کس بودن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گلو | واژه جو