واژه جو

گلوسیاس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گلوسیاس . [ گْل ُ / گ ِ ل ُ ] (اِخ ) حاکم شهر آمفی پولیس بود. رجوع به ایران باستان ص ١٢٢٩ و ٢٠٢٧ شود.

معنی گلوسیاس | واژه جو