گله مند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. مَ) (ص.) دارای گله و شکایت، دارای آمادگی برای گله کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. مَ) (ص.) دارای گله و شکایت، دارای آمادگی برای گله کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گله مند. [ گ ِ ل ِ / ل ِ م َ ] (ص مرکب ) آنکه از کسی شکوه داشته باشد. (آنندراج ).
فرهنگ طیفی واژهدان
رنجیده، دلگیر، دلخور، رنجیدهخاطر، دلشکسته، منتقد شکست خورده، ناکام، ناموفق، مخالف، مانع
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی