گلغنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(گُ غَ دِ) (اِمر.) پنبة زده شده و گلوله کرده.<br>واژه قبلی: گلغرواژه بعدی: گلف