گل بلاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل بلاغ . [ گ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار، واقع در ٣٨هزارگزی جنوب باختری حسن آباد و ٣هزارگزی خاوری راه عمومی بیجار به تکاب . هوای آن سرد و دارای ٢٠٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گل بلاغ . [ گ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار، واقع در ٢٠٠٠٠گزی جنوب شهر بیجار و ٩٠٠٠گزی باختر راه شوسه ٔ بیجار به همدان . هوای آن سرد و دارای ٢٤٥ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است . راه مالرو ودبستان نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).