واژه جو

گل آکنده کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گل آکنده کردن . [ گ ِک َ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از گل پر کردن . آلوده کردن به گل . ◄ به گور کردن : چو بدخواه را در گل آکنده کرد پراکندگان را پراکنده کرد. نظامی .

معنی گل آکنده کردن | واژه جو