واژه جو

گفتار کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گفتار کردن . [ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صحبت کردن . حرف زدن . سخن راندن : سرو بلند بین که چه رفتار میکند شوخ شکردهن که چه گفتار میکند. سعدی (خواتیم ). سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی . سعدی (بدایع).

معنی گفتار کردن | واژه جو