واژه جو

گشادن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(گُ دَ) ۱- (مص م.) آزاد کردن، باز کردن. ۲- فتح کردن. ۳- جدا کردن. ۴- چاره کردن، حل کردن. ۵- روان کردن، جاری ساختن. ۶- گشودن یا گشوده شدن. ۷- خلاص کردن، رها کردن. ۸- شاد کردن. ۹- روان کردن (شکم و مانند آن). ۱۰ - راست شدن، درست شدن. ۱۱ - جدا شدن، منفصل شدن. ۱۲ - قطع رابطه کردن، گسستن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گشادن | واژه جو