واژه جو

گساردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آشامیدن، نوشیدن زایل کردن، زدودن، ستردن، محو کردن سپری کردن، طی کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گساردن | واژه جو