گساردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(گُ دَ) (مص م.) <BR>۱- نهادن، گذاشتن.<BR>۲- خوردن، خوردن شراب و غم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآشامیدن، نوشیدنزایل کردن، زدودن، ستردن، محو کردنسپری کردن، طی کردنواژه قبلی: گسارواژه بعدی: گسارنده