گزارشگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. گَ)(ص فا.)شرح دهنده، مخبر، خبرنگار.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخبرنگار، رپرتر، گزارشگر، مخبر، مفسرواژه قبلی: گزارش کردنواژه بعدی: گزاره