واژه جو

گریسنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گریسنگ . [ گ َ س َ ] (اِ) مغاک و گو. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به کریشنک و کریشک شود.

گریسنگ . [ گ ُس َ ] (اِ) آواز بلبل . ◄ بانگ که قلندران و معرکه گیران به یک بار کشند. (برهان ) (آنندراج ).

معنی گریسنگ | واژه جو