گرگسار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرگسار. [ گ ُ ] (ص مرکب ) گرگ مانند. (آنندراج ) : ز گرگ آنچنان کم گریزد گله کز آن گرگ ساران سگ مشغله . نظامی .
گرگسار. [ گ ُ ] (اِخ ) نام پهلوانی ترکستانی بتقلید صاحبان فرهنگ و برهان در کاف عربی مرقوم شده و به تحقیق کاف عجمی است . (آنندراج ). نام سپاه سالار ارجاسب که اسفندیار او را به کمند گرفت : یکی ترک بد نام او گرگسار ز لشکر بیامد بر شهریار. فردوسی . یکی ترک بد نام او گرگسار گذشته برو بر بسی روزگار. فردوسی . رجوع شود به مزدیسنا تألیف دکتر معین ص ٣٤٩ و ٣٦٢ و یشتها تألیف پورداود جلد ٢ ص ٢٧٨.